هرم سلسله مراتب مزلو  - راضیه مرادی سعادتمند

استاد : دکتر ابوالفضل بختیاری .........      دانشجو : راضیه مرادی سعادتمند کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد قم   ......... موضوع سلسله مراتب مزلو

مقدمه :

هرم سلسله‌مراتب نیازهای مزلو یا به طور خلاصه هرم مزلو، نظریهٔ آبراهام مزلو نظریه‌ پرداز کلاسیک مدیریت، در مورد نیازهای اساسی انسان است.  من در این متن سلسله مراتب هرم مازلو را بیان می کنم که در مورد انگیزش هایی که انسان را برای رسیدن به هدفش یاری می کند شرح می دهد.

این نظریه در میان بینش‌های حاصل از جنبش روابط انسانی در مدیریت مقارن با دوران رکود اقتصادی بزرگ غرب از اهمیت ویژه برخوردار است و نظریه‌ای بنیادین محسوب می‌شود.نظریه‌های محتوایی چیستی رفتارهای برانگیخته را شرح می‌دهند و به طور عمده با آنچه در درون فرد یا محیطش می‌گذرد و به رفتار فرد نیرو بخشیده سروکار دارد؛ به عبارت دیگر این نظریه‌ها، به مدیر نسبت به نیازهای کارکنانش بینش می‌دهند و به او کمک می‌کنند تا بداند کارکنان به چه چیزهایی به عنوان پاداش کار یا ارضا کننده بها می‌دهند؛ درحالی‌که نظریه‌های فراگردی چگونگی و چرایی برانگیختگی افراد را توصیف می‌کنند. این نظریه از نظریه‌های محتوایی در مورد انگیزش به شمار می‌آید.به اعتقاد مزلو نیازهای آدمی از یک سلسله‌مراتب برخوردارند که رفتار افراد در لحظات خاص تحت تأثیر شدیدترین نیاز قرار می‌گیرد. هنگامی که ارضای نیازها آغاز می‌شود، تغییری که در انگیزش فرد رخ خواهد داد بدین گونه است که به جای نیازهای قبل، سطح دیگری از نیاز، اهمیت یافته و محرک رفتار خواهد شد. نیازها به همین ترتیب تا پایان سلسله ‌مراتب نیازها اوج گرفته و پس از ارضاء، فروکش کرده و نوبت به دیگری می‌سپارند. در سال ۱۹۴۳ به عنوان نظریهٔ رشد آدمی نوشته شد.

هرم انسان

هرم مزلو

در این نظریه، نیازهای آدمی در پنج طبقه قرار داده شده‌اند که به ترتیب عبارتند از:

  1. نیازهای زیستی: نیازهای زیستی در اوج سلسله‌مراتب قرار دارند و تا زمانیکه قدری ارضا گردند، بیشترین تأثیر را بر رفتار فرد دارند. نیازهای زیستی نیازهای آدمی برای حیات خودند؛ یعنی: خوراک، پوشاک، غریزه جنسی و مسکن. تا زمانی که نیازهای اساسی برای فعالیت‌های بدن به حد کافی ارضاء نشده‌اند، عمده فعالیت‌های شخص احتمالاً در این سطح بوده و بقیه نیازها انگیزش کمی ایجاد خواهد کرد؛
  2. نیازهای امنیتی: نیاز به رهایی از وحشت، تأمین جانی و عدم محرومیت از نیازهای اساسی است؛ به عبارت دیگر نیاز به حفاظت از خود در زمان حال و آینده را شامل می‌شود؛
  3. نیازهای اجتماعی: یا احساس تعلق و محبت؛ انسان موجودی اجتماعی است و هنگامی که نیازهای اجتماعی اوج می‌گیرد، آدمی برای روابط معنی‌دار با دیگران، سخت می‌کوشد؛
  4. احترام: این احترام قبل از هر چیز نسبت به خود است و سپس قدر و منزلتی که توسط دیگران برای فرد حاصل می‌شود. اگر آدمیان نتوانند نیاز خود به احترام را از طریق رفتار سازنده برآورند، در این حالت ممکن است فرد برای ارضای نیاز جلب توجه و مطرح شدن، به رفتار خرابکارانه یا نسنجیده متوسل شود؛
  5. خودشکوفایی: یعنی شکوفا کردن تمامی استعدادهای پنهان آدمی؛ حال این استعدادها هر چه می‌خواهد باشد. همان ‌طور که مزلو بیان می‌دارد : آنچه آنسان می‌تواند باشد، باید بشود.

نیازهای مذکور در سازمان به صورت پرداخت حقوق و مزایا و امکانات رفاهی، ایجاد امنیت شغلی و مقررات حمایتی، تشکیل گروه‌های رسمی و غیررسمی در محیط کار، قائل شدن حرمت برای فرد و کار او در مراتب مختلف سازمان و ایجاد امکانات برای شکوفایی توانایی بالقوه افراد ارضا می‌شود. به طبقه‌بندی مذکور دو نیاز دانش‌اندوزی و شناخت و درک پدیده‌ها و نیاز به زیبایی و نظم نیز اضافه شده است؛ که قبل از نیاز به خود شکوفایی قرار می‌گیرند. اگرچه نظریهٔ سلسله‌مراتب نیازها مستقیماً برای انگیزش کاری طراحی نشده است، اما می‌توان نتیجه گرفت که با ارضای این نیازها، برای فرد، انگیزه به کار در سازمان ایجاد خواهد شد.

نتیجه گیری :

با توجه به متن ونظریه مزلو   انسان ها  برای زندگی کردن، یه سری نیاز هایی  دارند  و  وقتی که آن نیاز برآورده  شود نیاز بعدی  بوجود می آید.  البته این سلسله  مراتب الگویی نمونه است، که در اکثر مواقع درست می باشد.  اما می تواند برحسب اعتقاد ودین انسان تغییر کند وبدون ارضاء یک نیاز، نیاز مرحله‌  بعدی   تامین شود .

منبع :

https://fa.wikipedia.org/wiki/هرم_سلسله‌مراتب_نیازهای_مزلو

 

ارسال کننده : مرا دی                    96/8/23   

تحلیل رفتار    اریک برن    _  راضیه مرادی سعادتمند

استاد :  دکتر ابوالفضل بختیاری  ........  راضیه مرادی سعادتمند   ........  کارشناسی ارشد  مدیریت آموزشی دانشگاه  آزاد  قم   ................    موضوع :  تحلیل رفتار اریک برن

مقدمه‌ای بر تحلیل رفتار متقابل  :

تحلیل رفتار متقابل یک تئوری روان‌شناسی است که توسط دکتر اریک برن در سال ۱۹۵۰ میلادی ارایه گردید و به لحاظ کاربرد آن در حل مشکلات احساسی و رفتاری، مورد قبول جامعه روان‌شناسی قرار گرفته و تدریجاً در زمینه‌های مشاوره، روان‌کاوی، گروه درمانی، مدیریت، جامعه‌شناسی، توسعه سازمانی و آموزش، نظریه‌های جدیدی ارایه نموده و گسترش پیدا کرده است. ابهام و پیچیدگی در مفاهیم، تخصصی بودن و زمان طولانی درمان در دیگر روش‌های روان درمانی باعث شد تا تحلیل رفتار متقابل با مفاهیم اساسی و واژه‌های ساده سریعاً جایگزین روش‌های روان درمانی قدیمی گردید. به همین جهت تحلیل رفتار متقابل عمومیت یافته و هر جا که انسان‌ها حضور داشته و با یکدیگر ایجاد رابطه می‌نمودند کاربرد عملی پیدا کرد و ابزاری برای تغییر و حل مشکلات قرارگرفت .من در این متن به در مورد ایده های کلیدی که اریک برن در مورد آن به تحقیق پرداخته وبه جامعه روانشناسی  ارائه داده است  پرداخته ام .

ایده‌های کلیدی  

من خوبم تو خوبی  :

 ((من خوبم تو خوبی)) شاید معروفترین عبارتی است که هدف تحلیل رفتار متقابل را نشان می‌دهد: ((جایگاهی به وجود بیاید تا ارزش تک تک انسان‌ها را بشناسد. تحلیل رفتار متقابل انسان‌ها را اساساً خوب به حساب می‌آورد و قابل تغییر و رشد و رفتار سالم.))

نوازش :

اریک برن مشاهده کرد که انسان‌ها به نوازش (معیاری از تحویل‌ گرفته‌ شدن بین افراد ) برای زنده ماندن و رشد کردن نیاز دارند. شناخت چگونگی رد و بدل نوازش‌های مثبت و منفی بین انسان‌ها از قوی‌ترین زمینه‌های کار در تحلیل رفتار متقابل است.تعریف دیگری که می توان برای نوازش ارائه داد تایید وجود فرد توسط افراد دیگر است. به طور مثال همین که همسایه شما بعد از دیدن شما در خیابان لبخند می زند یا سر تکان می دهد به این معناست که شما نوازش دریافت کرده اید. نوازش در تحلیل رفتار متقابل به دو نوع تقسیم می شود، نوازش مثبت و نوازش منفی. نوازش مثبت همچنان که از نام آن بر می آید مانند تقویت مثبت است یعنی فرد محرک دلخواه را دریافت می کند، در صورتیکه نوازش منفی بیشتر به معنای تنبیه نزدیک است یعنی فرد با محرک آزار دهنده روبرو می شود. اریک برن معتقد بود که هر نوع نوازشی اعم از نوازش منفی همواره بر نبود نوازش ارجحیت دارد.

نوازش‌های غیابی :

به مجموعه نوازش‌هایی گفته می‌شود که شخص نوازش دهنده خود حضور نداشته باشد، مانند نامه - ایمیل - فرستادن کادو با پست - یاداشت گذاشتن و...

قابل ذکر است که نوازش‌های غیابی از بهره نوازشی بالایی برخوردار است و تقریباً از تمامی فیلترهای نوازشی به راحتی عبور می‌کند.

حالات خود :

اریک برن با فهمیدن اینکه شخصیت انسان از سه حالت ((خودآگاه ))تشکیل شده رفتارهای پیچیده بین انسان‌ها را قابل فهم کرد. هر حالت  ((خودآگاه )) یک مجموعه کامل از احساسات و فکرها و رفتارهایی است که ما با استفاده از آن‌ها واکنش نشان می‌دهیم. در واقع افراد در موقعیت های گوناگون رفتارهای مختلفی از خود بروز می دهند، و تحلیل ساختار شخصیت به معنی بررسی ساختار حالات شخصیت و رفتار انسان است که به صورت رفتاری و احساسی بروز می نماید. سه حالت ((خودآگاه)) والد و بالغ و کودک و فعل و انفعال بین آنها پایهٔ نظریهٔ تحلیل رفتار متقابل را تشکیل می‌دهند. این مفهوم‌ها به خیلی از زمینه‌های مشاوره روان درمانی و تحصیل راه پیدا کرده‌اند  .

والد :

قسمتی از رفتارها، افکار و احساسات انسان است که به دلیل تقلید ناخودآگاه از کارهایی که پدر و مادر انجام می‌دادند یا برداشت ما از رفتار آنها است رفتارهای مانند نصیحت کردن، سرزنش کردن، حمایت کردن، انتقاد کردن از جمله رفتار های بازتابی این بخش می باشد. والد از دو قسمت والد کنترل کننده (مثبت و منفی) و والد حمایتگر مهربان (مثبت و منفی) تشکیل شده است.

بالغ :

بخشی از شخصیت است که رفتارهای((این مکانی-این زمانی))را شامل می‌شود. مثلاً ما در هنگام رانندگی، قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت می‌کنیم یعنی شرایط زمان و مکان را دریافت و بر اساس آن تصمیم به درست رانندگی کردن گرفته‌ایم. بالغ همان بخشی از افکار، رفتار و احساسات انسان است که شبیه پردازش کامپیوتری است و پاسخ ما به اتفاقات حال حاضر است. تقویت بالغ یکی از اهداف تحلیل رفتار متقابل است. ویژگی دیگر ((بالغ ))استفاده از تمام توانمندی‌های فرد برای حل مسائل است.بالغ را می توان همان نیروی در درون هر فردی می باشد که از آن تحت عنوان عقل و منطق یاد می شود.

کودک :

قسمتی از رفتارها، افکار و احساسات انسان است که تکرار دوران کودکی است.در واقع این حالت نمادی از بعد شخصیت کودک در درون هر فرد می باشد که رفتار های عجولانه و غیر منطقی از خود بروز می دهد. همچنین این بخش شخصیت خود از سه الگوی رفتاری متفاوت مهر طلب، آزارگر و قربانی تشکیل شده است. مثلاً کسی که نتیجه خوبی در کارش می‌گیرد با یک لبخند درخشان پاسخ می‌دهد. کودک به چند قسمت از قبیل طبیعی، منزوی، تربیت شده و پرخاشگر تقسیم می‌شود.

رفتارهای متقابل (تراکنش) :

تراکنش‌ها (رفتارهای متقابل) به کنش‌های انسانی گفته می‌شوند که در پی آنها از طرف مقابل انتظار پاسخ می‌رود. مثلاً سلام کردن، یا دراز کردن دست برای دست دادن یک تراکنش است، چون که از طرف انتظار پاسخ می‌رود. این پاسخ بستگی به حالت ((خود))طرف متقابل دارد. در این مورد خاص -یعنی سلام کردن- پاسخ فرد می‌تواند از یک جواب سلام کوتاه تا یک احوال‌پرسی گرم و درازمدت متغیر باشد.

در تحلیل رفتارهای متقابل با تشخیص این که فرد با کدام حالت ((خود ))با دیگری رفتار می‌کند می‌توان رفتارهای بعدی او را پیش بینی کرد. با به صحنه آگاه آوردن این تشخیص می‌توان کیفیت و تأثیر ارتباطات افراد را بهبود داد.

بازی‌ها :

اریک برن یک سری الگوهای رفتار اجتماعی نا سالم را به عنوان بازی تعریف می‌کند. این رفتارهای تکرار شونده و منحرف اصولاً برای به دست آوردن نوازش هستند اما در عوض احساسات منفی را تقویت می‌کنند و مانند ماسک جلوی بروز مستقیم احساسات و افکار را می‌گیرند. اریک برن برای این بازی‌ها اسم‌های آشنایی انتخاب کرده است. وی معتقد است رفتارهای نا سالم نتیجه تصمیمات محدود کننده‌ای است که در کودکی به دلیل علاقه به زنده ماندن گرفته شده‌اند. این تصمیمات در چیزی که برن آن را پیش نویس (یک نقشه از قبل کشیده شده برای اینکه زندگی چگونه زندگی شود) می‌نامد به اوج می‌رسند. عوض کردن پیش نویس زندگی هدف روان درمانی مبتنی بر نظریه تحلیل رفتار متقابل است. برن معتقد بود که این بازی ها در خانواده ها جاری و ساری هستند به این معنا که هر خانواده ای الگوی بازی های منحصر به فرد خود را دارد که نسل به نسل از طریق یادگیری منتقل می شود. او بازی ها را از نظر شدت به سه درجه تقسیم کرد. به این معنا که هر فرد با الگویی که از خانواده خود می آموزد یک بازی واحد را ممکن است با شدت درجه یک، که در نهایت مقداری مشکلات میان فردی ایجاد کند، درجه دو، که منتج به مشکلات عدیده در زمینه های مختلف شود، درجه سه که مشکلات جدی از قبیل مشکلات قانونی نظیر زندانی شدن، قتل و ... ایجاد کند، اجرا نماید.

نتیجه گیری :

تحلیل رفتار یک مکتب علمی کاربردی می‌باشد که در آن از به کار بردن مفاهیم پیچیده اجتناب شده است و نظریات آن به صورتی مطرح شده‌اند که به راحتی می‌توان آنها را مشاهده و تجربه نمود . جامعه روانشناسی از ایده ها و نظریات برن به علت سادگی مفهوم وقابل فهم بودن آن استفاده کرده است وبسیاری از اخلاق وخصوصیاتی که انسان ها در زندگی روزمره به آن می پردازند را به راحتی می توان با آن تجزیه وتحلیل کرد .

منبع :

- مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا.  ((Transactional analysis)). در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی ، بازبینی‌شده در ۲۷ مهٔ ۲۰۱۴.   برگرفته از :                                                                                                         

https://fa.wikipedia.org/wiki    /تحلیل_رفتار_متقابل

 
 

ارسال کننده  :  مرادی      96/8/8 

رفتار و روابط انسانی در سازمان های آموزشی     مرادی سعادتمند

استاد: دکتر ابوالفضل بختیاری          دانشجو  : راضیه مرادی سعادتمند کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد قم                موضوع : نقش مدرسه در روابط انسانی و انسان سازی

مقدمه:

مدرسه نشانه  وجودی تعلیم و تربیت است و آن پدیدهای نظام یافته  و ساختمند است که با پیش بینی های لازم از قبیل منابع  ، امکانات و برنامه ها، زمینه های آموزشی و پرورشی انسان ها و انسان شدن آنها را فراهم  می کند . من در این متن ابتدا به تعریف انسان شدن وبعد تاثیر روابط انسانی در مدرسه و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می پردازم .

روابط انسانی عرصه جاذبه های انسانی است. انسان شدن و انسان سازی زندگی کردن مهم ترین هدف آموزش وپرورش می باشد. انسان شدن یعنی اینکه فرد خود محدودیت های خود را بشناسد و بداند که در این جهان خلقت چه جایگاهی دارد . اینکه استعدادهای خود ر ا بشناسد و بهترین استفاده را از آن ها بگیرد. انسان شدن یعنی اینکه انسان های دیگر و اطرافیان خود و نیازهای آنها را بشناسد و بداند که چگونه با آنها زندگی کند. بالاخره انسان شدن یعنی این که ارزشهای وجودی خود را به عنوان عالی ترین موجود جهان خلقت درک کند و از چنان شخصیت و منشی برخوردار شودکه با اعتماد به نفس احترام  قاطعیت ایمان واعتماد در پهنه حیات و زندگی قدم  بگذارد. ضمن اینکه از مواهب ومنبع آن بهره می گیردخود را حفظ کنید و از مسیر تعادل پا را فراتر نگذارد.

برقراری روابط انسانی کلید تحقق هدف انسان سازی است. به تعبیر کانت مدرسه جایی است که آدم های تربیت شده و فرزانه یعنی معلمان و مدیران به تربیت نوباوگان مشغول هستند این افراد متخصصان تعلیم و تربیت هستند و باشعور و آگاهی و با برنامه های علمی طی مراحل دانش آموزان را آموزش وپرورش می دهند و آنان را آدم می سازند.

روابط انسان در مدیریت آموزشگاهی جایگاهی خاص دارد . مدیران و معلمان نمی توانند بدون تاثیر مثبتی که از طریق اهداف و اصول انسانی نیاز به برنامه ریزی گسترده و وسیعی دارد که باید با ژرف اندیشی تدوین طراحی و سازماندهی و پیاده شود . مدیران برای   دست یابی به چنین اهداف بزرگی باید از هر جهت آمادگی ومهارت داشته باشند.

ایوان ایلیچ می گوید : مدرسه ای که باید افراد را انسان هایی اجتماعی باصفای درونی  آماده خدمت  وآزاد  تربیت کند  بالعکس افرادی وابسته ، فردگرا ،  غیرمسئول ،  خودپسند ،  خود برتربین بار می آورد. به نظر او یکی از وظایف مدرسه انسان بار آوردن دانش آموزان است که از این  طریق در خدمت جامعه بوده و مشکلات جامعه را حل کنند.

نتیجه گیری:

با توجه به مطالب فوق می توان استنباط کرد که کلیه فعالیتها و اقدامات معلمان و مربیان و دست اندر کاران  مدرسه و سازمان آموزش وپرورش می بایست در جهت انسان سازی باشد . شاید آن چیزی که ما درحال حاضر در جامعه می بینیم غیر از این باشد . ولی تمام سعی آموزش وپرورش تربیت انسان ها و آماده کردن آنها برای شکوفایی آینده کشور می باشد.

منع:

- محمد ، میرکمالی (1394) . روابط انسانی در آموزشگاه ، تهران : انتشارات یسطرون ، فصل اول

 ارسال کننده :  مرادی           96/8/3